از خانه تا بيت الله


از خانه تا بيت الله

سيدابوالحسن علي حسني‌ندوي

 
ترجمه و اقتباس: عبداللطيف نارويي


تبادل لینک

در طول تاريخ اسلامي كتاب‌هاي بي‌شماري در زمينة مناسك حج و احكام آن نوشته شده است. برخي از نويسندگان و انديشمندان اسلامي وقتي به اين سرزمين مقدس سفر كرده‌اند، احساسات معنوي خويش را نيز در قالب سفرنامه بيان كرده‌اند.

علامه سيد ابوالحسن ندوي رحمه‌الله از جملة كساني است كه خاطرات خود از اين سفر ميمون را در صفحاتي مختصر  نگاشته است و علامه محمّدمنظور نعماني رحمه‌الله اين خاطرة ماندگار را در كتاب ارزشمند خود «چگونه حج كنيم؟» به‌طور ضميمه آورده است.

در اين سفرنامه ضمن مطالب ارزشمند ديگر، يكي از مقاصد مهم بعثت حضرت رسول صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم مورد توجه قرار گرفته است، يعني انديشيدن و برنامه‌ريزي كردن براي اصلاح امت و دعوت آنان به‌سوي خير و صلاح دين و دنيا.

علامه ندوي در فرازهاي مختلف اين سفر مبارك ضمن آن‌كه بر بال شوق و محبت سوار است و با قلب و جان به‌سوي سرزمين حرمين شريفين رهسپار است، همواره همسفران و همراهان اين سفر معنوي را فراموش نمي‌كند و تا جايي كه مي‌تواند براي اصلاح ضعف‌هاي عملي و كاستي‌هاي ديني آنان تلاش مي‌كند و بدين‌منظور با برنامه‌ريزي‌هاي منسجم و منظم براي برگزاري نمازها به‌‌صورت جماعت و ايراد موعظه‌هاي هدفمند تحولي در جماعت همراه خود به‌وجود مي‌آورد و در طول سفر از اصلاح كل امت اسلامي لحظه‌اي فراموش نمي‌شود.

اين سفرنامة خواندني و جذاب در واقع درس عشق و محبت، و موعظه‌اي گرانقدر است براي آناني كه مي‌خواهند راهي ديار نور گردند و شايسته است كه مسافران اين سفر معنوي و روحاني اين سفرنامه را بخوانند و با چنين رويكردي خداپسندانه و انسان‌دوستانه قدم در راه ديار محبوب بگذارند. خلاصه‌اي از اين را با هم بخوانيم.

ادامه نوشته

قرآن از دیدگاه شریعتی

    قرآن کتابی است که با نام خدا  آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما  ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند  ــ  بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد !

    کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها  ۲ سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز  !

ادامه نوشته

حکایت اسلام آوردن خانم روزلین روشبروک

نام من رقیه مقصود است، البته قبل از مشرف شدن به اسلام نامم روزلین روشبروک بود. در شهر کنت در جنوب انگلستان بدنیا آمدم.

ادامه نوشته

سرگذشت ایوا ماریا از آلمان

من ایوا ماریا از کشور آلمان هستم. قبل از اینکه مسلمان شوم از نظر عقیدتی به هیچ دین و مذهبی وابسته نبودم
ادامه نوشته

به ايمان و باور واقعي برسيم

اهميت ايمان و جايگاه آن در زندگی

 انسان به‌عنوان موجودی صاحب اختیار معمولاً بر اساس اندیشه‌ها، ایده‌ها، باورها و عقایدی که دارد تصمیم می‌گیرد و زندگی می‌کند.
ادامه نوشته

جنبه‌هايي از اعجـــــاز قرآن

 بخش نخست

دکتر محموداحمد غازی

ترجمة محمّد شهنوازی‌فر

موضوع اعجاز قرآن، يكي از مباحث مهم در علوم قرآني است و براي پي‌بردن به عظمت و جايگاه قرآن مجيد آشنايي با اين موضوع بسيار ضروري به نظر مي‌آيد. در بحث اعجاز قرآن دو نكته قابل توجه است: نخست اين‌كه اين بحث از چه زماني آغاز شد و چگونه پيش رفت و به‌صورت شاخه‌اي از علم تفسير و علوم قرآني درآمد، و چه دانشمنداني در اين زمينه تحقيق كردند و چه جنبه‌هايي را در بحث اعجاز قرآن مد نظر قرار دادند. نكتة دوم اين‌كه قرآن كريم، چگونه و از چه نظر معجزه است تا دليلي براي صداقت و حقانيت پيامبر اسلام، صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم، قرار ‌گيرد؛ ديگر اين‌كه قرآن كريم در رديف معجزات ساير پيامبران، از چه جايگاهي برخوردار است.
ادامه نوشته

قضا و قدر از ديدگاه فلاسفه و عقيده اسلامی

دكتر محمّدصالح ابراهيمي(شه‌پول) ـ تهران

قضا و قدَر: قضا در لغت به‌معني حكم كردن، و قدَر به‌معني اندازه و مقدار و سرنوشت، و در اصطلاح، قضا عبارت است از حكم ازلي الهي در حق موجودات و معدومات، و قدَر تعيين مقدار و اندازه و ايجاد هر چيزي با كم‌وكيف و زمان مخصوص، و اين دو كلمه در معني یکديگر نیز به‌كار برده مي‌شوند.(الفلسفة‌القرآنية، عباس محمود عقّاد)

ادامه نوشته

جنبه‌هايي از اعجاز قرآن

مطالعات اسلامي

جنبه‌هايي از اعجاز قرآن

 

[بخش دوم و پایانی]

 

دکتر محمود احمد غازی

 

ترجمه: محمّد شهنوازي‌فر

جنبه دوم اعجاز آن است كه عرب‌هاي نخستين بالواسطه مخاطب آن بودند و مخاطبان اصلي آن نسل‌هاي بعدي بوده و هستند و اين جنبه از اعجاز قرآن مجيد براي هميشه و براي همة نسل‌هاست و هر قدر مردم بيشتر در آن  غور و تدبّر كنند، به چيزهاي جديدتري دست مي‌يابند. قرآن مجيد با اشاره به همين جنبه از اعجاز، مخاطبان خود را دعوت مي‌‌كند به اين‌كه اگر شما به آسماني بودن اين كتاب شك داريد، كتابي مثل اين بياوريد: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ»(طور:34) از اين آيه معلوم مي‌شود كه اين كار در توان كسي نيست.اين مبارزه‌طلبي تا سال‌هاي‌سال ادامه داشته و هنوز ادامه دارد. شعراي بزرگ قريش و عرب، سخنرانان و زبان‌شناسان يهود و نصاري، اهل علم و دانشوران همگي به مبارزه طلبيده شدند، اما كسي جرأت مقابله نداشت. بعد از آن تخفيف داده شد و گفته شد كه اگر توان  اين كار را نداريد، حداقل ده سوره مثل سوره‌هاي قرآن بياوريد،‌ درآخر از آنان خواسته شد كه اگر مي‌توانند، يك سوره مثل سوره‌هاي قرآن درست كنند. از آنجا كه كوچك‌ترين سورة قرآن كه سه آيه است، سورة‌ كوثر است، گويا از آنان خواسته شده كه سه آيه مثل اين سوره بياورند. اما كسي نتوانست در مقابل اين مبارزه‌طلبي قرآن قد علم كند. اين مبارزه‌طلبی الان نيز به قوت خود باقي‌ست و مخاطب آن تمام جهان است، البته اين به‌دور از واقعيت است كه بگوييم جهانيان از اين مبارزه‌طلبي قرآن آگاهي ندارند، چون در حال حاضر قرآن مجيد به 205 زبان دنيا ترجمه شده است. كساني كه قرآن را مي‌فهمند و از اين مطلب آگاهي دارند، در مشرق و مغرب كم نيستند و ميليون‌ها نسخه از ترجمه‌هاي قرآن در دنيا پخش شده است، با اين‌همه، تا حال هيچ فيلسوف، دانشمند، حكيم، عالم، شاعر و اديبي جرأت اين مبارزه را به خود نداده است. در طول تاريخ در هيچ جاي دنيا سراغ نداريم كه كسي چيزي مانند قرآن مجيد يا آيه و سوره‌اي مثل آن را به قصد مقابله با قرآن ارائه دهد. كلمه مقابله را به اين علت به‌كار بردم كه مسيلمه كذّاب نيز به پيروانش مي‌گفت بر من وحي نازل مي‌شود، و سخنان ‌واهي‌اش را به‌عنوان وحي ارائه مي‌كرد، اما با قرآن مقابله نكرد و جرأتش را هم نداشت؛ زيرا او آن‌قدر زبان‌شناس و فهيم بود كه مي‌دانست اين كار در توان و قدرت او نيست و قرآن مجيد يك كتاب آسماني است. غالباً كسي هم او را قبول نكرد. اين پندار درست نيست كه بعضی مسيلمه را پيامبر می‌دانستند. فقط قبيله‌اش از روي تعصب قومي با او همراه شده بودند، اما قوم او هيچ‌گاه كلمات و الفاظي را كه او به‌عنوان وحي ارائه ‌داد، در مقابل قرآن مجيد ذكر نكردند.

ادامه نوشته

فلسفه حجاب زن از دیدگاه اسلام

ادامه نوشته

شبي که به سيرک نرفتيم

مال در ايثــــار اگر گردد تلف

در درون، صدزندگي آيد خلف

                                                                                    مولوي
شبي که به سيرک نرفتيم                                         

هرگز يادم نمي رود وقتي كه نوجوان بودم، يك سيرك به شهر ما آمده بود. يك شب با پدرم در صف خريد بليط سيرك ايستاده بوديم.

يك خانواده ي پرجعيت, جلوي ما ايستاده بودند و به نظر مي رسيد پول زيادي نداشتند. شش بچه ي قد ونيم قد كه لباسهاي كهنه اما تميزي پوشيده بودند. بچه ها همگي با ادب بودنـد. دوتـا دوتـا پشت سر پدر ومادرشان، دست همديگر را گرفته وبا هيجان در مورد برنامه ها و شعبده بازي هايي كه قرار بود ببينند، صحبت مي كردند.

وقتي به باجه ي بليط فروشي رسيدند، متصدي باجه از پدر خانواده پرسيد: چند تا بليط مي خواهيد؟ پدر جواب داد: لطفا" شش بليط براي بچه ها و دو بليط براي بزرگسالان. وقتي متصدي بليط قيمت بليط ها را گفت، پدر بچه ها به باجه نزديك شد وبه آرامي پرسيد: ببخشيد، گفتيد چقدر؟  متصدي باجه دوباره قيمت بليط ها را تكرار كرد. پدر ومادر بچه ها با ناراحتي زمزمه كردند. معلوم بود كه مرد پول كافي نداشت وحالا فكر مي كرد به بچه هاي كوچكش چه جوابي بدهد؟

 

ادامه نوشته