اسرار قلم

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.

بالاخره پرسید:
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

ادامه نوشته

lمراقب مخفی

مسافران اتوبوس خانم جذاب و جوانی که با عصای سفید و با احتیاط از پلکان بالا می رفت را با دلسوزی نگاه می کردند.او کرایه را به راننده پرداخت کرد و سپس با کمک دستش صندلی ها را یافت،از راهروی اتوبوس عبور کرد و صندلی خالی را که راننده به او گفته بود پیدا کرد.سپس روی صندلی نشست،کیفش را روی پایش گذاشت و عصایش را به پایش تکیه داد.

ادامه نوشته

یک سبد گل

 یک سبد گل

هر سال هنگام تولد همسر دلبندش، شریک زندگی اش و زن زیبایش یک سبد پر از گل رز می فرستاد. هر سال یادداشتی به سبد می چسباند که روی آن این جمله به چشم می خورد: « امسال بیشتر از سال گذشته در چنین روزی دوستت دارم. سال به سال ، عشق من به تو فزونی می یابد.»

زن می دانست که دیگر سال آینده ای در کار نیست. می دانست که دیگر کسی برایش گل رز نمی فرستد. مطمئن بود که مردش همیشه از چند روز قبل سبد گل را سفارش می دهد. ولی شوهر خوبش نمی دانست که اندکی به بسته شدن دفتر زندگی اش نمانده.

ادامه نوشته

دخترم آوا

 

دخترم آوا

همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرِ تو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟  

شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت. 

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت. 

آوا دختری زیبا و نسبت به سنش  بسیار باهوش بود

ادامه نوشته

بیمارستان و عشق


بیمارستان و عشق

از لحظه‌ای که در یکی از اتاق‌های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی‌پایانی را ادامه می‌دادند.   زن می‌خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند.  

ادامه نوشته

گم کرده هایم

گم کرده هایم

چشمانش پر بود از نگرانی و ترس

لبانش می لرزید

گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر

- سلام کوچولو .... مامانت کجاست ؟

نگاهش که گره خورد در نگاهم

بغضش ترکید

ادامه نوشته