وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (24) (الجاثیة)
گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مى‏ميريم و زنده مى‏شويم و ما را جز طبيعت هلاك نمى‏كند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمى‏سپرند (۲۴)(ترجمه فولادوند)
1-پس از آنکه در آیه قبل از آیه مذکور از کسی یاد می کند که هوای نفس خود را اله قرار داده و بخاطر این موضوع نیز بر گوش و قلب او مهر، و بر چشمان او پرده ای از جانب حق تعالی قرار داده شده است ، در این آیه این موضوع را مطرح می سازد که این دسته از افراد به چه افکار و اندیشه هایی ممکن است باور داشته باشند.