3-برای آنکه قضیه روشنتر شود باید ایاتی را که در آن "الحیاة الدنیا" بکار رفته است، را بررسی کنیم و بعد در خلال این بررسیها به جوابهای مطرح شده در بالا دست یابیم. پس از بررسی به نکات زیر دست یافته شد:
1)آیاتی که بیان می دارند، در زندگی دنیا عده ای از انسانها به دلایلی در خزی و خواری و نکبت و عذاب قرار می گیرند. پس زندگی دنیا قابلیت آن را دارد که به لجن و نکبت کشیده شود. آدرس این ایات داده می شود اما بحث تحلیلی درباره آنها کرده نمی شود.(85 البقرة،152 الأعراف،55 التوبة،34 الرعد،26 الزمر و 16 فصلت)
2) آیاتی که نوع ارتباط و معامله انسانها با زندگی دنیا را نشان می دهد و هم بیان می دارد که این ارتباط و معامله به چه صورتی باید باشد.این آیات از جنبه های مختلف مورد توجه می باشند:
الف) در آیه 86 البقره از کسانی یاد می کند، که آخرت را به حیات دنیا فروخته اند.فروختن به این معناست که آن را از دست داده و رها می کنند. یعنی هیچ توجه و نگاهی به آخرت ندارند. مشاهده می شود که زندگی قابلیت معامله دارد و با توجه به آنکه در آیه مذکور وعده عذاب کسانی را داده است که چنین می کنند، به مذموم بودن کالای معامله شده (حیات دنیا) صحه گذاشته است و در حقیقت این را می گوید که هرگز چنین معامله ای نکنید. این موضوع در آیه 74 النساء تایید می شود جایی که درست برعکس آیه 86 البقره مومنین را کسانی می داند که زندگی دنیا خود را به آخرت می فروشند. اگر بپذیریم که فروختن به معنای از دست دادن می باشد پس بدین صورت برداشت می شود که باید در حالی که در دنیا بود از زندگی دنیا دست برداشت و بر چیز دیگری بود. مساله ای که هضم آن سخت می باشد. در اینجا باید گفت که آیه 74 النساء درباره قتال در راه الله آمده است و گفته است که کسانی در راه الله قتال می کنند، آماده اند که دار و ندار خود (زندگی دنیا) را بدهند . بنابراین چون قتال در راه الله آمده است پس از دست دادن زندگی دنیا قابل قبول می باشد. اما سوال این است که ایا این معامله (از دست دادن زندگی دنیا) در جایی که قتال نیست، میسور و شدنی است و باید انجام داد؟(البته این سوال را قبلا نیز به صورت دیگر مطرح کرده بودیم) فعلا نتیجه گیری نمی کنیم و به بررسی بیشتر آیات پرداخته می شود تا به نتیجه درست و صحیح رسیده شود.
ب) در آیه 29 سوره الانعام از کسانی یاد می کند که تنها حیات دنیا را همه چیز می دانند و یوم القیامة را کلا رها کرده اند.این آیه اینچنین است:"وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ(29): و گفتند جز زندگى دنياى ما [زندگى ديگرى] نيست و برانگيخته نخواهيم شد"(الانعام) در این آیه کلمه "حیات" با ضمیر "نا:ما" آمده است که به نوعی دلبستگی این کافران را با زندگی نشان می دهد. نظیر این آیه در 37 المومنون ، 20 الاحقاف و 24 الجاثیة نیز آمده است و در این آیات نیز " حیات" با ضمیر"نا" و یا ضمیر "کم" امده است. گویا  تنها کافران هستند که قرابت و همدمی با حیات و زندگی دنیا دارند. این موضوع به گونه ای دیگر در آیه 3 إبراهيم آمده است که می فرماید:" اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَ وَيْلٌ لِلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (2) الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (3): خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست و واى بر كافران از عذابى سخت(2) همانان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى‏دهند و مانع راه خدا مى‏شوند و آن را كج مى‏شمارند آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند(3) (ابراهیم) در این آیه به ترجیح دنیا بر آخرت توسط کافران اشاره شده است و این نکته را می گوید که کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، کافر نیز می باشد. در آیه 107 النحل نیز این موضوع دوباره مورد تاکید قرار گرفته است.  در مجموع این آیات مجددا به بد و ناخوشایند بودن زندگی دنیا پی برده می شود. آنچه که مشخص است بر عکس این عده مومنین کسانی هستند که آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح می دهند. ضمن آنکه از زبان مومنین "حیاتنا الدنیا: زندگی دنیایمان" نیامده است وبنابراین مومنین هیچ دلبستگی ای به زندگی دنیا ندارند. اما باز این سوال را باید پرسید که آیا ترجیح آخرت بر زندگی دنیا و عدم دلبستگی به آن به معنای از دست دادن و کنار گذاشتن زندگی دنیا است؟
ج) در آیه 38 التوبة فرموده است که " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ (38) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته مى‏شود در راه خدا بسيج‏شويد كندى به خرج مى‏دهيد آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كرده‏ايد متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست(38) (التوبة)، در این آیه گفته است که کسانی هستند که به زندگی دنیا راضی می شوند و بعد هم این موضوع را مورد نکوهش قرار داده است و گفته است که متاع زندگی دنیا کم است. پس بر عکس آن مومنین کسانی می شوند که به زندگی دنیا راضی نمی شوند و رضایت را در رابطه با سرای آخرت جستجو می نمایند. این نیز از نکات بسیار بسیار مهم است که هر مومنی باید درباره ان به غایت اندیشه و غور کند تا ببیند که به متاعهای زندگی دنیا راضی شده است و یا به سرای دیگر و نعمتها و متاعهای آن خرسند و خوشنود می باشد.
د) در آیه 7و 8 یونس آمده است که " إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ (7) أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (8) : كسانى كه اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافته‏اند و كسانى كه از آيات ما غافلند(7) آنان به [كيفر] آنچه به دست مى‏آوردند جايگاهشان آتش است(8)(یونس) در این آیات نیز علاه بر آنکه گفته است که عده ای که به زندگی دنیا راضی می شوند، اتش نتیجه کارشان خواهد بود، اضافه کرده است که اطمینان و آرامش به زندگی دنیا نیز نتیجه اش آتش خواهد بود. از اینرو به زندگی دنیا نباید آرام گرفت. این اطمینان نداشتن با عدم دلگرمی به متاعهای دنیایی حاصل می شود(این متاعها نام برده خواهد شد) و مومن کسی است که با این متاعها ایمن و ساکن نمی شود. بلکه همانطور که واضح است مومن چون ایمان و اطمینانش به الله و اخرت است با آنها و به امید آنها آرام و ساکن و مطمئن است.
ه) در آیه 26 الرعد می فرماید:" اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ (26): خدا روزى را براى هر كه بخواهد گشاده يا تنگ مى‏گرداند و[لى آنان] به زندگى دنيا شاد شده‏اند و زندگى دنيا در [برابر] آخرت جز بهره‏اى [ناچيز] نيست(26) (الرعد) در این آیه از کسانی یاد می کند که به زندگی دنیا شاد شدند و بعد با کم دانستن زندگی دنیا این شادی را تقبیح کرده است. بنابراین به زندگی دنیا و متاعهای آن نباید شاد و سرخوش بود و نباید به آن دلگرم شد. البته عدم شادی به معنای غمگین بودن نیست چرا که غم و حزن در قرآن رد شده است.شادی مذموم در اینجا شادی به داشته هایست که دیر یا زود از دست انسان می رود و برای انسان نمی ماند. حق تعالی قطعا از ما خواسته است که شاد باشیم اما این در یاد و ذکر و وصل الله باید جستجو شود.
و)در آیه 15و 16 هود فرموده است: مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ (15) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (16):
كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را بخواهند [جزاى] كارهايشان را در آنجا به طور كامل به آنان مى‏دهيم و به آنان در آنجا كم داده نخواهد شد(15) اينان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش برايشان نخواهد بود و آنچه در آنجا كرده‏اند به هدر رفته و آنچه انجام مى‏داده‏اند باطل گرديده است(16) (هود) در این آیات از کسانی یاد می کند که زندگی دنیا و زینتش را أراده می کنند و بعد با این أراده آتش و عذاب جهنم را نصیب خود می نمایند. پس این ایه نیز این را به ما می اموزد که زندگی دنیا را نباید اراده نمود. اراده زندگی دنیا یعنی خواستن و حرکت کردن به سمت ان و آن را هدف قرار دادن است. اگر چنین کردیم آنگاه با قهر و غضب الله روبرو خواهیم شد. این موضوع در ایه 28 سوره الکهف انچنان مذمت شده است که به رسول گفته است هرگز بخاطر زندگی و زینت دنیا با کسی رابطه نگیر و از این چنین عملی چشم بپوشان. وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا (28): و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكيبايى پيشه كن و دو ديده‏ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده‏روى است اطاعت مكن(28) (الکهف) شبیه این موضوع  در آیات 94 النساء، 131 طه ، 33 النور و29 النجم آمده است. در آیه 78 و 79 القصص ضمن محکوم کردن کسانی که زندگی دنیا را أراده کردند، بیان می دارد که در مقابل زندگی دنیا، ثواب اخرت و یا اراده خود اخرت است. به همین ترتیب نیز در آیه 28 و 29 الأحزاب زنان نیک را کسانی می داند که الله و آخرت و رسول را أراده می کنند. در ایات بیشمار دیگر نیز به کرات الله تعالی مومنین را به اراده و طلب اخرت دعوت نموده است و بدین وسیله از اراده دنیا بازداشته است.
3) آیاتی که به توصیف زندگی دنیا پرداخته است:
الف) آیاتی که زندگی دنیا را لعب و لهو (بازی و سرگرمی) نام نهاده است.(32 النعام،64 العنکبوت،36 محمد و 20 الحدید) پیداست که بر أساس این ایات زندگی دنیا این خاصیت را دارد که به مانند بچه ای که بازی و سرگرمی کار اوست و هوش و حواسش از همه چیز خارج است، بدین درجه از غفلت بیاندازد.
ب) آیاتی که زندگی دنیا را غرور و فریب یاد کرده است و یا گفته است که کسانی را فریب داده است:(185 آل عمران، 70 و 130 الانعام، 51 الأعراف، 33 لقمان، 5 الفاطر، 35 الجاثیة و 20الحدید) پس زندگی دنیا همچون ساحری افسون و ما را فریفته و مسحور خود می سازد بی انکه متوجه این موضوع شده باشیم.
ج) آیاتی که زندگی دنیا را متاع قلیل می دانند.( 38 التوبة، الرعد 26 و غافر 39)
د) آیاتی که زندگی دنیا را با یک مثل یاد می کند و با این مثل آن را به عنوان متاعی ناپایدار و نابودشدنی توصیف می کند.(24 یونس، 45 الکهف، 20 حدید) این مثلها دقیق ترین و زیباترین مثلها در جهت آن است که بفهمیم زندگی دنیا واقعا چیست.
ه)آیاتی که از زندگی دنیا به عنوان زندگی ای که انسان در آن به تفاخر و تکاثر می پردازد، یاد می کند.(20 الحدید) در این آیه می فرماید که "اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ (20): بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.(20)(الحدید) تفاخر یعنی اینکه انسانها نسبت به آنچه که دارند به یکدیگر قیافه بگیرند و خودنمایی نمایند و آنچه که دارند را به رخ دیگران بکشانند و این در تمام متاعهای زندگی دنیا که به ما داده شده است، قابل تحقق است. تکاثر در اموال و فرزندان نیز همان افزون طلبی و زیاده خواهی و اشتهای سیری ناپذیر انسان را بیان می دارد که انسان به این رغبت دارد که هر چه بیشتر برای خود عده و عده(طرفدار و حامی) جمع و انباشته کند و آنها را برای خود و در خدمت خود بگیرد.
و) آیاتی که بیان کرده است زندگی دنیا زینت یافته است تا مردمان خصوصا کافران جذب آن شوند.(212 البقرة، 9 آل عمران، 20 الحدید)
می توان گفت جامع ترین توصیف قرآن درباره زندگی دنیا در آیه 20 الحدید آمده است که در بالا ذکر شد. در مجموع در این توصیفات کاملا مشهود است که زندگی دنیا تا چه اندازه بد و مذموم شده است به گونه ای که ما را به این وا می دارد که آن را رها کنیم. اما باز سوال جدی این است که آیا باید چنین کرد؟ در هر حال مومنین کسانی هستند که با شنیدن و درک این توصیفات دل به زندگی دنیا نخواهند بست و به آن همان چشمی را خواهند داشت که حق تعالی در مجموع این آیات به زندگی دنیا داشته است.
4- آیاتی که در آن متاعهای زندگی دنیا را نام می بردو بدین وسیله به ما این آگاهی را می دهد که زندگی دنیا یعنی همین بهره بری و درگیر شدن با این متاعها(14 آل عمران، 32 الاعراف، 88 یونس، 28 و 46 الکهف ، 132 طه، 61 القصص، 36 الشوری، 34،32و 35 الزخرف) با بررسی این ایات می توان فهمید که "الحیاة الدنیا:زندگی دنیا" یعنی چه. در آیه 14 آل عمران می فرماید:" زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (14): دوستى خواستنيها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سيم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و كشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [ليكن] اين جمله مايه تمتع زندگى دنياست و [حال آنكه] فرجام نيكو نزد خداست(14)(الأعراف) در این آیه به صراحت متاعهای زندگی دنیا نام برده شده اند و بدین وسیله به ما این را می گوید که زندگی دنیا با این کالاها سر و شکل می گیرد و اگر این کالاها نباشند، زندگی دنیا شکل نگرفته است . از طرفی می گوید که اینها کالای زندگی دنیا هستند یعنی زندگی دنیا کالاهای خاص خود را دارد و این کالاها برای زندگی دنیا و بدرد زندگی دنیا می خورند و برای مقصود دیگری ساخته و خلق نشده اند. این کالاها عبارتند از زنان، فرزندان، ثروتهای متراکم و انباشته از طلا و نقره(پولهای انباشته)، اسبان نشاندار(مرکب)، دامها(وسایل معاش) و کشت و زمین . در آیه 32 الأعراف از زینتها و طیبات خوردنی و آشامیدنی به عنوان متاع دنیا یاد کرده است.بر اساس آیات دیگر عده و نفرات ، أموال ، خانه ها ، ساختمانها و از این قبیل متاعها و به طور کلی هر چیزی که به انسان داده شده و آن چیز در اختیار و تصرف او می باشد، متاع زندگی دنیا نام نهاده شده است. بدین ترتیب حتی علم(نه هر علمی)،عزت و آبرو ، مقام ، شهرت و همه چیزهای اینچنینی که ناپایدار هستند و انسان برای چند صباحی انها را دارد، در زمره متاعهای دنیایی می باشند.
پس اکنون تا حدود زیادی تلقی مشخصی از زندگی دنیا پیدا کرده ایم و فهمیده شد که زندگی دنیا یعنی زندگی ای که انسان درگیر با اینگونه متاعها شده باشد.
5- آیاتی که "حیاة:زندگی" را به تنهایی به کار برده و با دنیا بکار نرفته است. (96 و 179 البقرة، 75 الاسراء، 97 طه و 2 الملک) این آیات نشان می دهند که زندگی بدون دنیا تنها به معنای همان زنده بودن و نفس کشیدن است و وقتی با دنیا همراه می شود، در حقیقت با متاعهای دنیا همراه می شود. در یک مورد نیز حیاة با چیز دیگری به کار رفته و "الحیاة الطیبة: زندگی طیبه" آمده است که به مومنی وعده داده شده است.(97 النحل)  
6- در اینجا مجموعه آیاتی مطرح می شود که به جواب سوالی که به صورتهای مختلف مطرح می کنیم، پاسخ می دهد. سوال این بود که ایا با تمام مذمتها و تحقیرهایی که در قران درباره زنگی دنیا آمده است، باید ان را به کناری گذاشت و رها کرد و یا اینطور نمی باشد؟ در اینجا ایاتی مطرح می شود که به صراحت می گویند که زندگی دنیا با تمام پستیهایش کنار گذاشتنی نیست و مومنین باید با آن باشند .آدرس ایات از این قرار است(39 الاعراف، 64 یونس، 27 الرعد، 51 غافر و 31 فصلت) شاید بتوان گفت که بارزترین آیه ای که ارتباط مومنین را با زندگی دنیا غیر قابل انکار می داند، آیه 32 الاعراف است که می فرماید:" قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (32)(الأعراف)
در این آیه مومنین را کسانی می داند که در زندگی دنیا به سر می برند و از زینتها و طیبات استفاده می کنند. در 31 فصلت نیز که می فرماید "نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ (31)در این آیه نیز باز می بینیم که فرشتگان در زندگی دنیا به مومنین ولایت و نصرت می رسانند. در آیات دیگر مطرح شده نیز به همین صورت می باشد. البته در هیچ یک از این آیات نگفته است که زندگی دنیا چیز خوبی است،بلکه تنها گفته شده است که در آن خواهید بود و از ان نمی توانید جدایی بگیرید. بنابراین ما با متاعهای زندگی دنیا سر و کار خواهیم داشت و حتی باید انها را نیز کسب کنیم. در آیات زیادی نیز که کلمه "الدنیا"  بدون کلمه "حیاة:زندگی" آمده است، این موضوع نیز مورد تایید قرار گرفته است  و از مومنین خواسته است که در دنیا نیز طالب "حسنة:نیکی"(201 البقرة،156 الاعراف و 30 النحل)،"ثواب الدنیا: نیکی دنیا "(148 آل عمران) و "متاعا حسنا: متاع نیک"(3 هود) باشند. در اینجا باید متذکر شوم که بررسیهایی که بر روی کلمه "الدنیا" بدون کلمه "الحیاة" در قرآن نمودم نشان می دهد که دنیا به تنهایی در قرآن مورد ذم و نکوهش قرار نگرفته است و انچه که مورد نکوهش می باشد، همان زندگی دنیا است.
4-در کل باید این را گفت که زندگی دنیا هر چند ما با آن و در آن هستیم و با متاعهای آن سر و کار خواهیم داشت، اما باید در رابطه با آن، تمام آنچه که در بررسیهای بالا گفته شد را در نظر بگیریم. یعنی باید فریفته آن نشویم ،آن را اراده نکرده و هدف قرار ندهیم ، به آن راضی و مطمئن وشاد نشویم، آن را ناپایدار و زودگذر، بازی و سرگرمی ببینیم ، به تفاخر و تکاثر در ان نپردازیم، مجذوب آن نشویم و در پس آن تنها نگاه خود را به آبادی آخرت و لقای الله بیاندازیم.
لازم به ذکر است که ایات مربوط به زندگی دنیا و دنیا از منظرهای دیگر نیز قابل بررسی می باشند که ما در این بررسی به بعضی نکات مهم اشاره نمودیم.