2- در اینجا چند موضوع قابل طرح می باشد.اول اینکه بررسی کنیم که این مرضها چه هستند ؟ دوم اینکه بدانیم که افرادی که به این نوع مرضها مبتلا می باشند، چه کسانی هستند و چه خصوصیاتی دارند و احیانا چگونه می توان آنها را شناسایی کرد؟ عاقبت و سرنوشت آنها چه می باشد و حق تعالی چه تعاملی با انها خواهد داشت؟
3- برای دستیابی به پاره ای از جوابها در رابطه با موضوعات بالا لازم است که آیات دیگر قرآن را در این رابطه بررسی نماییم. خود کلمه "مرض" هر جا که در قرآن امده است به معنای مرض غیر جسمانی می باشد و مرض جسمانی مقصود نبوده است. اما کلمه " مریض" هر جا که در قرآن آمده مریض جسمانی مد نظر بوده است.گویی که قرآن با آوردن کلمه "مرض" و هشدار به مرض های غیر جسمانی این را به ذهن نزدیک می سازد که این مرضها خودشان مهلک و خطرناکند و حتی نباید یکی از آنها به شما اصابت کند . اما با آوردن کلمه "مریض" برای مریض جسمانی این را می گوید که مریض شدن شما به لحاظ جسمانی امری اجتناب ناپذیر است و شما باید در نحوه برخورد با این واقعیت فکر و چاره ای نمایید.
4- با بررسی آیات به ویژگیها و خصوصیات این افراد دست یافته شد و در زیر حاصل بررسی خود را آورده ام. این بار نیز تنها آدرس ایات را آورده و بعضی توضیحات را ارائه داده ام. خصوصیات این افراد تنها در همان ایه ای که "فی قلوبهم مرض: در قلهایشان مرض است" آمده است، خلاصه نشده است و آیات قبل و بعد آن نیز حائز اهمیت می باشند. ضمنا خصویات آورده شده لزوما بدین معنا نمی باشد که همه این افراد دارای همه این خصوصیات می باشند اما در هر حال این افراد بخش زیادی از این خصوصیات آورده شده در زیر را دارا می باشند. این خصوصیات بدین قرار است:
1- افرادی متظاهر، ریاکار و عوام فریب هستند.از انجا که لفظا ایمان دارند ، اما در قلب ایمان ندارند. ( البقره 8، ، النور47 )
2-از اخلاص و صداقت به دورند و افرادی ناراستند و شفافیت ندارند .(محمد 21و التوبة 127) این موضوع در 21 محمد بدین صورت است که الله تعالی آنها را صادق ندانسته است. در 127 التوبة نیز با گفتن "نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ: به یکدیگر نظر می کنند و می گویند ایا کسی شما را می بیند" مخفی کاری و عدم شفافیت خود را نشان می دهد.
3-خدعه ، تقلب و حقه بازی شیوه کارشان است و از دروغ گفتن پرهیزی ندارند و هم با خدا و هم با مردم چنین می کنند. (البقره 9، محمد 21)
4- با فرو رفتن در تقلب ، حقه بازی ، ناراستی ، ریاکاری و تظاهر با آن بیشتر خو گرفته و از آن جدایی نمی گیرند، از ان جهت که حق تعالی گفته است که مرض آنها را افزایش می دهد.( البقرة 10)
5-اقدامات مخرب و ویرانگر در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی انجام می دهند.این در حالی  است که خودشان نسبت به این موضوع اگاهی ندرند و مشی و روش خود را اصلاحی و خود را یک مصلح تمام عیار می پندارند. این تصویر نا صحیح و غلط و کج از خود بدان جهت است که به دلیل ناراستی و عدم شفافیت نمی توانند تمام ابعاد شخصیتی خود را تعریف و تحلیل نمایند و ماهیت واقعی خودشان از چشم خودشان پنهان است. (البقره 11و 12 و محمد 22)
6- خودبرتربین هستند و رفتار و باورهای نادرست خود را مبتنی بر عقلانیت می دانند. در عوض دیگران(مومنین) را احمق و کودن فرض می نمایند و نسبت به باورها و اعمال آنها با کوته نظری نگاه می کنند. این در حالی است که در پیشگاه حق تعالی نمونه بارز انسانهای سفیه همینها هستند و این سفاهت و فرمایگی نیز همانند ویرانگری و مخرب بودشان از نظر خودشان مستور و پوشیده است.(البقره13)
7- از روی استهزاء و تمسخر همدرد و همراه یک جمع و گروه خود را جلوه می دهند (مومنین) و در این رابطه از تاکید و تکرار و چرب زبانی و قسمهای فراوان نیز دریغ ندارند. این در حالی است که در پشت سر و خفا از آن جمع و گروه بیزاری جسته و خود را متعلق به جای دیگر می دانند. (البقره 14، المائدة 53 )  
8- سوء استفاده گر و فرصت طلب هستند و تعهد و وفاداری نسبت به جمع و گروهی که ظاهرا به آنها تعلق دارند،(مومنین) ندارند. بدین دلیل که حاضرند برای در امان ماندن از خطر و فشار و گرفتاری بدون هیچ وقفه ای با دشمنان انها نیز مصالحه و دوستی نمایند و پشت به دوستان قدیمی نمایند. این در حالی است که اگر پیروزی و گشایشی به آنها برسد اظهار پشیمانی کرده و مایلند که به آنها ملحق شوند.( المائدة 51و 52)
9-زبان طعن و نیش و گزنده نسبت به دیگران ( مومنین) بکار می برند،(الانفال 49 و الأحزاب 19)
10-باورها و اعمال راست و صادقانه مومنین را دروغ و فریب می دانند .(الانفال 49)
11-قرآن و شنیدن آن نه تنها اثری بر ایمانشان ندارد، بلکه بر پلیدی و ناپاکی ذهنی و قلبی آنها نیز می افزاید. یعنی بخاطر آلودگیهای ذهنی و قلبی با قرآن نیز هدایت نمی شوند. (التوبة 124و 125)
12-در سال یکبار یا دوبار به صورت جدی امتحان می شوند، اما توبه نمی کنند و تذکر نمی گیرند. التوبة 126
13- از هدایت یافتگان نیستند و هدایت را به ضلالت فروخته اند و قلبهایشان به اذن و خواست الله از حق بازگردانده شده است و بر آن قفل زده شده است و تمایلی به شنیدن و تتبع درباره حق ندارند. (البقرة 16والتوبة و 127و محمد 24)
14-اهل تفکر عمیق نیستند و درباره الله ، آخرت و قرآن ظاهری و سطحی می اندیشند.(التوبة 127)
15-سودجو و منفعت طلب هستند. برای مثال اسلام و حق را برای نفع و میل شخصی و یا حتی گروهی می خواهند و اگر نبود رد می کنند. (النور 48و 49)
16-در زمره ظالمین قرار دارند. النور 50
17-به الله و رسول بدگمانند و فکر می کنند که حق تعالی و رسولش با آنها ظالمانه و غیر منصفانه رفتار می کنند.(النور 50)
18-هنگامی مواجهه با سختیها و تنگناها، زود سنگ ناامیدی به سینه می زنند و وعده های الله و رسول را دروغ می انگارند. به عبارتی خداپرستی را ملازم با خوشی و متنعم بودن و در راحتی بودن می دانند و اگر غیر از آن باشد، برای آنها غیر قابل تحمل است. (الأحزاب 10و 11 و 12)
19- با قتال در راه الله میانه خوبی ندارند و مثل مرگ از آن فرار می کنند و بخاطر طبع ناراستشان نیز بهانه های واهی و ناراست برای فرار از قتال و یا کلا برای فرار از امر حق ارائه می دهند.( الاحزاب 13و19ومحمد 20)
20-شخصیت متزلزل و بی ثباتی دارند و بر باورها و اعتقادات خود محکم و استوار نیستند و مطابق با نرخ روز حرکت می کنند و جوگیر می باشند. (الأحزاب 14و المائدة  52 )
21-عهد شکن می باشند و وعده های خود را بخاطر منافع زودگذر زیر پا می گذارند. الأحزاب 15
22-در گروه و جمعی که هستند، تنها برای خود کارشکنی نمی کنند بلکه دیگران را نیز به این امر وا می دارند. بازداشتن از جنگ در راه خدا از جمله این موضوعات هست.الاحزاب 18
23-خیرخواه نیستند.الاحزاب 19
24-انسانهایی کم ظرفیت و تحریک پذیرند و به سادگی برانگیخته می شوند. مثلا ممکن است با سخن گفتن یک زن تحریک جنسی شوند و نسبت به آن زن طمعکار شوند. البته دایره این برانگیختگی می تواند بسیار زیادتر از اینها باشد. این موضوع نیز نشان از شخصیت بی ثبات آنها می دهد.الاحزاب 32
25-مردم آزار هستند و حریم روابط شخصی را نمی شناسند و آن را رعایت نمی کنند. از آزار جنسی زنان ابایی ندارند و برای انها به طرق مختلف در صورت امکان مزاحمت و ناراحتی ایجاد می کنند.(58و 59 و 60 الأحزاب)
26-با خویشان و نزدیکان خود نیز ممکن است قطع رابطه می کنند.( محمد 22)
27-اهل تدبر در قران نیستند و قرآن و مفاهیم و آموزه های آن فاصله زیاد دارند و در عمق آن نمی روند. بر أساس همین سطحی نگری نیز به قرآن و مثلهای الله در قرآن  نیز سطحی نگاه کرده و مسخره آمیز برخورد می کنند. (محمد 24 و المدثر 32)
28-کینه ها و بدخواهیهای شدید در دل دارند که در وقت خاصش آشکار می شوند. محمد 29
29-دارای چهره و سیمای منحصر به خود هستند که البته تنها خداوند ان چهره ها را می شناسد و کسانی که او بخواهد. محمد 30
30-دارای نوع و شیوه خاص خود در گفتار هستند، به گونه ای که افراد زیرک و تیز می توانند آنها را با گفتارشنان شناسایی و تحلیل کنند. همانطور که قبلا هم گفته شد لحن کلام این افراد نیش زننده و زهراگین است. (محمد30) بدین ترتیب مومنین برعکس این دسته از افراد باید از این نوع گفته ها و کلمات نسبت به یکدیگر و دیگران اجتناب ورزند و با زبان طعن و سرزنش صحبت نکنند.

5- در مجموع شاید بتوان مرضهای اصلی این افراد در ناراستی و ناصاف بودن، بدخواهی و کینه جو بودن و طمع خلاصه نمود.
6- حق تعالی نیز در برخورد با این افراد به گونه های مختلف برخورد نموده است:
1-خطاب به افرادی که از جنگ می ترسند و برای فرار از آن بهانه جویی می کنند، گفته است که رحمت و ضرر به دست الله است و شما گمان نکنید که با فرار از مرگ ایمن می شوید.(الأحزاب 17) این در واقع هشداری به فرصت طلبی و منفعت جویی انها نیز می باشد و به آنها این را می گوید که گمان نکنید که خیلی با هوش و با فراست هستید، بلکه أمور به اذن الله اداره می شود و اوست که خیر و شر را برای انسان مقرر کرده است.
2-به عنوان مجازاتی برای این دسته افراد در دنیا گفته است که مرض انها را زیادتر می کند. (البقرة 10) یعنی تظاهر و ریاکاری و ناراستی و ... برایشان عقلانی تر ، موجه تر و قابل قبول تر می شود.
3-در رابطه با متقلب بودن و حقه باز بودن آنها گفته است که انسان مکار اولین کسی را که فریب داده است، خودش بوده است و این در حالی است که به این موضوع هم آگاه نیست.(البقرة 9) به نظر من مومنین با ایمان به الله و اخرت همواره از حیله و مکر افراد متقلب در امان خواهد بود.
4- عذاب دردناک برای آنها اماده شده است. (البقرة 10)
5-حق تعالی خود این افراد را به مسخره می گیرد و انها را سرگردان و بی ثبات تر می گرداند.(البقرة 15)
6-اعمالشان بوسیله الله حبط شده و زیان دیده می شوند. (الأحزاب 19 المائده 53)
7-لعنت شده الاهی و چشم و گوش آنها  را  کور و کر کرده است  و در نتیجه حقیقت از نظر آنها مخفی  و از آن اطلاعی ندارند. (محمد 23و الأحزاب 61)
8- کینه ها و بدخواهیشان را در وقت خاص آشکار می کند. (محمد 29)
 
7- به این بررسی نکات بیشتری قابل افزودن بود که ان شاء الله در اینده سعی خواهد داشت به تناسب ایات از ان سخن بگوییم.