از خانه تا بيت الله
آغاز سفر
اهلتجربه میگویند كه در این سفر وسایل و اسباب بسیار کم و در حد ضرورت برداشته شود؛ زیرا با داشتن وسايل زیاد آدمی از آزادي كامل برخوردار نميشود و در نتيجه از نعمتهاي بسیاری محروم میگردد و چهبسا دچار اشتباه نیز میشود که حسرت آن براي هميشه باقی ميماند.
اگر وقت مکروه نباشد، مسنون است که هر سفری با دو رکعت نفل و دعا آغاز شود. بهویژه چنین سفر دورودراز، مبارک و مهم که هر لحظه امکان آسيبديدن قلب و نیت و عمل انسان از رهزنان باطن وجود دارد.
این سفر بُردوباخت دارد، انسان يا ميبرد يا ميبازد. هيچ انساني بازندهتر از آن كس نیست كه به خانة خدا برود و از نحوست اعمال و کردار زشت خود از آنجا دست خالی برگردد؛ بلکه بدتر از اين از آنجا با محمولهای از گناهان برگردد.
هيچ انسان پيروزمندي با آن كس برابر نيست كه از گناهان طوري پاک شود كه گویا تازه از مادر متولد شده است. «مَنْ حَجَّ اللهِ فَلَمْ يَرْفُثْ وَلَم ْيَفْسُقْ رَجَعَ كَيَوْمِ وَلَدَتْهُ أمُّهُ؛ هركس بهمنظور رضايت و خوشنودي الله تعالي حج كند و از آميزش جنسي و گناه پرهيز كند، او (از گناهان پاك شده) چنان برميگردد كه گويا تازه از مادر متولد شده است.»(بخاری)
دعا، آمادگي و خدمت
برای این سفر هر قدر از خدا خواسته شود و با هرگونه فراخدلي خواسته شود، اندک است. لحظهاي كه سوار شدم از همه با محبت خداحافظي کردم و برای کامیابی و مقبولیت اين سفر خود از آنان درخواست دعا کردم. خدا بهتر میداند که در میان این انسانهای سادهدل، بسیاری مقبول بارگاه اویند و خيليها جسمشان اینجا و قلبشان در ديار محبوب است و هستند افرادي كه از حاجیان و زائران افضلاند.
همه همراهانم بر اين اتفاق کردند که این يك هفته را در آمادگی و خدمت به حجاج بگذرانند. همه شنیده بودند که هر نوع خدمتی به مسلمانان، پاداشي از همان نوع را از جانب خداوند فراهم ميآورد. هر کس مسلمانان را نان دهد، خداوند در رزق و روزی او برکت میدهد. هر کس در فکر نماز مسلمانان باشد، خداوند او را در نماز ترقی و پيشرفت ميدهد؛ بنابرین اگر ما در فكر درست كردن حج حاجیان و معنویت بخشيدن به مراسم حج آنان باشیم، امید است خداوند حج ما را نیز مقبول و از معنویت بهرهمند گرداند. «وَاللهُ فِى عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِى عَوْنِ أَخِيهِ؛ تا زماني که انسان براي ياري برادر مسلمانش ميكوشد، خداوند نیز او را مدد میکند.»(ترمذي)
برنامهريزي براي دعوت اليالخير
با توجه به جمعیت انبوه حجاج امكان اينکه یک نفر همه را دعوتاليالخير كند، نبود؛ بنابرين تصمیم گرفتيم جماعتهای مختلفی تشکیل بدهيم و بهصورت اجتماعی و با نظم و ترتیب، کار دعوت را آغاز كنيم. انسان وقتی وضعيت حاجیان را در مسافرخانهها و اقامتگاههاي حجاج میبیند، بسیار آزردهخاطر میشود. در سفر عظیمالشأن و مقدس حج که سراسر عشق و محبت، و تصویری كامل از ایمان و تقواست، مردم را ميبيني که به نماز چندان توجه نمیکنند. در داخل مسافرخانهها، مسجد وجود دارد که در اوقات پنجگانه در آنها با صداي بلند اذان گفته میشود و برای وضو و غسل نیز امکانات فراهم است، اما بهخاطر نیازهای بسیار معمولی نماز با جماعت را ترک ميکنند. منظرة آزاردهندهتر اینکه دیده میشود بسیاری از مردم بدون هیچگونه کار و مشغولیتی نمازها را قضا میکنند.
حجاج برای آماده کردن اسباب و اثاثیة خود خيلي اهميت ميدهند؛ اما از آمادگی براي كار و هدف اصلیشان بهطور کامل غافلند. میکوشند تا از نیازهای ماديشان چیزی باقی نماند. (درحاليكه ممکن است در طول سفر نيز به آنها نیازی پیدا نشود) اما به مبادی و اصول دین اصلا توجه نمیکنند و درحاليكه اين امور مهمترین نياز زندگی يك مسلمان و از اعمال بنیادين حج هستند.
دو بخش حج
حج دو بخش دارد؛ یک بخش همان ضوابط و قوانیني است که اطاعت و فرمانبرداری مؤمن از طريق آنها امتحان میشود، اما در بخش دیگر محبت و عشق و کیفیات دروني و شوق و اشتياق والهانه مؤمن مورد ارزيابي قرار ميگيرد. واقعیت آن است که روح حج و میراث حضرت ابراهیم علیهالسلام همین عشق و سوز دروني است. شعلهورکردن همین اخگرهاي عشق و محبت مقصود حج است. عشق و محبت در سرشت و طبيعت برخی جای دارد. آنها بهصورت فطری با حج مناسبت دارند. همة مشکلات حج برای آنان آسان و مناسک و احکام حج غذای روح و دوای دردشان است.
البته مي توان بهطور كسبي نيز در خود محبت بهوجود آورد و آن به دو صورت است: 1. مطالعه و مراقبة جمال و جلال محبوب و احسانات و کمالات او؛ 2. همنشینی با اهل دل، و اگر چنین امری میسر نشود، مطالعة واقعات سوزوگداز آنان. از اين دو طريق ميتوان با حج مناسبت پيدا كرد. راه رسیدن به اولی، تلاوت و ذکر و تفکر است و راه رسیدن به دومی، خواندن واقعات تأثیرگذار عشاق و شهیدان محبت است که با وجود گذشت سالیان متمادی هنوز حرارت و گرمیشان باقی است و هنوز نیز سردی دلهاي ما را گرمی میبخشند و دلهای خاموش را نهیب بیداری میزنند.
اگر گرمی و سوز این محبت بهطور طبیعی یا به هر طریقی دیگر وجود دارد، پس روزبهروز کشش بيشتري بهسوی منزل مقصود بهوجود ميآيد و هنگامی که کوههای سوخته و ریگهای سوزان این سرزمین که زیبایی ظاهری و کشش مادی چندانی هم ندارند از دور نمایان میشوند، دل به حركت و جنبش در ميآيد و انسان میخواهد صد جان را فداي آن کند. و در آن لحظه هر نقطة آن سرزمين، دلاویزی و محبوبیت دارد.
جلوههاي محبت
هنگامیکه کاروان سید ندوی به شهر جده میرسد، مینویسد: سبحانالله، درودیوار اينجا دلاويز و عشقبرانگيز است. مکة مکرمه هنوز دور است و مدینة طیبه از آنهم دورتر است. جده از اماکن مقدسه نیست، نه اینجا بیتالله است، نه مسجد نبوی، و نه حرم ابراهیم، نه حرم رسول، لیکن آیین محبت چیز دیگری است، چهكار كنيم که با کوچههای جده نیز احساس محبت میشود. مسافر دور از وطن وقتی به اینجا میرسد احساس انس میکند. تشنگی سالها محبت در اینجا از بين ميرود. محبت، مقيّد به هيچ فلسفه و قانوني نيست. در اینجا کارگر و رفتگر، سودانی سیاهپوست و بدویهای ژندهپوش نیز برای انسان زیبا جلوه ميكنند.
شوق و بیقراری
به اطراف كه نگاه کنیم، در دو طرف دو رشته کوه وجود دارد، شاید شتر پیامبر صلّیاللهعلیهوسلّم از همین راه گذشته است و بههمینعلت است كه فضای اینجا بسیار دلانگیز و هوا بسیار دلاویز است. اکنون به «مسجد» (یکی از منازل راه مدینه طیبه) رسیدیم و حال، نوبت «آبار علی» (ذوالحلیفه) است.
منزل دوست چون شود نزدیک
آتــــش شوق تیـز تر گردد
درود و صلوات بر زبان جاری است، از شوق زیاد دل میتپد. رانندة عرب زبان حیران است که این عجمی چه میخواند و چرا میگرید و گاهی به عربی و گاهی به زباني دیگر اشعاری زمزمه ميكند.
هوا مرطوب و نسیم دلکش است و هر چه مدینة طیبه نزدیکتر میشود، هوا سردتر میشود. آب نيز شیرین و سرد است، اما گرمای دل در حال افزایش است.
آداب ورود به مسجد النبي
اکنون گنبد خضراء دیده میشود، بر احساسات خود مسلط شويد و کنترل خودتان را حفظ كنيد و گام بردارید. حال در مدینه داخل شدیم، به شکرانه حضور در اینجا مقداری صدقه دادیم و وارد مسجد شدیم. نخست در محراب نبوی رفته دو رکعت خواندیم و چشمان گنهکار را با آب جگر شستشو دادیم، سپس وضو کردیم و باز به بارگاه نبوی حاضر شدیم و سلام عرض کردیم:
الصلاة والسلام علیک یارسول الله، الصلوة والسلام علیک یانبی الله، الصلاة والسلام عليك یاحبیب الله، الصلوة والسلام علیک یاصاحب الخلق العظیم، الصلوة و السلام علیک یارافع لواء الحمد یوم القیامة...
آنگاه به دو رفیق و وزیر آنحضرت صلّیاللهعلیهوسلّم با سلام و دعا اظهار محبت و ارادت کردیم و به محل اسکان برگشتیم.
این موقعيت بهترین وقت و بهترین جا برای خواندن درود شریف است، اکنون اگر حضور قلب نباشد، پس کی خواهد بود. در باغچهای از باغچههای بهشت (رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ). نماز بخوانید، اما مواظب باشید کسی را آزار نرسانید، ايجاد مزاحمت برای دیگران و برای خود جا گرفتن و دویدن در مسجد هميشه و همهجا ناپسند است، اما در جایی که این احکام از آنجا صادر شدهاند بسیار ناروا و ناپسند است.
اینجا صدا را بلند نکنید؛ مبادا اعمالتان از بين برود. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ؛ اى مؤمنان، صداى خود را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و ـ مانند بلند سخن گفتن با همديگر ـ با او بلند سخن مگوييد. كه مبادا ـ درحالىكه شما نمىدانيد ـ اعمالتان از بين برود.(حجرات:2) سخنان دنیوی بر زبان نياوريد، مسجد را محل عبور و مرور قرار ندهيد، تا حد امکان از داخل شدن مسجد بدون وضو بپرهيزيد و از خریدوفروش نیز خودداري كنيد.
گاهی دل آدمی میخواهد که آهسته و پاورچین راه برود، بدون اینکه کسی او را ببيند. به هر صورت خواستههای دل را در اين وادي برآورده کنید تا هیچ حسرتی باقی نماند. گاهی بهجای زبان از اشکها کار بگیرید. گاهی با زبان ذوقوشوق سخن بگویید. از ميان درود طولانی و مختصر هر کدام را که ذوقتان پسند كرد بخوانید. البته بايد این نکته را مدنظر داشته باشيم که از محدودة توحید قدم فراتر نگذاريم.
اقامت در مدينه منوره
اکنون در مدینة منوره اقامت داریم. جایی که اولیاء و سلاطین، خاکروبیاش را برای خود سعادت میدانند، مدت زماني را كه آنجا حضور داريد، هر روز و هر لحظة آن را غنیمت بدانید. هر پنجوقت نماز را در مسجد نبوی با جماعت بخوانید. اگر گاهی ميخواهيد بیرون روید، در وقتی بروید که جماعت از شما فوت نشود. در تهجد حضور داشته باشید که وقت سکون و آرامش است.
الگوهاي صدق و استقامت
به گنبد خضراء نظری بیفکنید، سپس به این وادي خفتگان مدینه (قبرستان مدينه) نگاهي بيندازيد.آيا مثال روشنتری از صدق و اخلاص و استقامت و وفا در جايي غیر از اینجا یافت میشود؟ بیایید در جنتالبقیع عهد کنیم كه به اسلام خدمت كنيم، و با دعا و زاري از خدا بخواهیم که ما را بر راه اسلام زنده نگهدارد و با وفاداری بر اسلام از این جهان ببرد. پیام جنتالبقيع به ما همین است و درسي كه از اینجا بايد گرفت، همين است.
كوه احد و جلوههاي فداكاري
امروز نوبت حاضر شدن در كنار کوه احد است که در عرف عام آن را سیدنا حمزه میگویند و در فاصلة نه چندان دوري قرار دارد و در حال گفتوگو بوديم كه به آنجا رسیدیم. همین زمین است که با بهترين و با ارزشترین خونهای اسلام سیراب شده است. حوادثی در این سرزمین پدید آمد که در تاریخ كل جهان پديد نيامده است؛ واقعاتی از صدق عشق و محبت و وفا در عاليترين درجه. در همین محل بود كه حضرت حمزه بهخاطر محبت با رسول الله و وفاداریاش به اسلام قطعه قطعه شد و اعضای بدنش را بریدند و جگرش را جويدند.
عمارهبن زیاد در نزدیک قدمهای ایشان والهانه به دیار محبوب شتافت. از وادی همین کوه بوی بهشت به مشام حضرت انسبن نضر رسید و با بیش از هشتاد زخم این جهان را وداع گفت، دندان مبارک حضرت رسول اكرم صلّیاللهعلیهوسلّم همینجا شهید شد و در همینجا سر مبارک زخمی گشت. در همینجا بود که عاشقان خدا و رسول، سينهها و دستهای خود را برای حضرت رسول اكرم صلّیاللهعلیهوسلّم سپر قرار دادند. جوان نازپرودة مکه حضرت مصعببن عمیر در همینجا شهید شد و در یک چادر دفن گردید.
در اینجا شیرمردهای اسلام خفتهاند. همه این سرزمین، خاک پروانگان شمع نبوّت است، اینجا روستای عاشقان رسول الله صلّیاللهعلیهوسلّم و جاننثاران اسلام است.
هنوز از فضای اینجا وکوههای اینجا طنین «موتوا علی ما مات علیه رسول الله صلّیاللهعلیهوسلّم»1به گوش میرسد. بیایید دوباره عهد کنیم که بر اسلام زنده بمانیم و با اسلام از این دنیا برویم. هر ذرّة سرزمين مدینة طیبه را با دید محبت بنگرید، برای نگاه ناقدانه و زبان معترضانه جاهای دیگر بسیاراند.
دعوت، پيام مدينة منوره
مدینة طیّبه معدن دعوت اسلامی است، این دعوت را از معدنش اخذ كنيد و بهعنوان سوغات مدینه به کشورهای خود ببرید. خرما، گلاب و پونه و نعناع و همه چیز اين سرزمين محبوب است، اما تحفة اصلی این سرزمین و بزرگترین سوغات آن، دعوت اسلامی، تلاش و کوشش برای دین و ارادة فداکاری برای دین است. مدینة طیبه و هر قسمتی از مسجد نبوی، ذرّه ذرّة بقیع، و هرسنگریزة اُحُد همین پیام را دارد. چه کسی با آمدن به مدینه فراموش میکند که سنگ بنیاد این شهر بر دعوت و جهاد گذاشته شده است؟
افرادی از مکه آمدند و در این شهر زندگی کردند که در مکه برای آنها همه چیز فراهم بود، اما موقعیت دعوت و جهاد فراهم نبود.
ساكنان اینجا به دو گروه تقسیم شده بودند؛ یک گروه آنهایی که عهدشان را با خدا به پایة تکمیل رساندند و در راه اسلام جانشان را بهجانآفرین تسلیم کردند و هیچ خوف و يا تطمیعی آنها را از راه مقصد باز نداشت. و گروه دوم آنهایی که تمامی توانشان را در راه تكميل عهد و شهادت در راه الله صرف کردند، اما خداوند میخواست از آنها کار دیگری بگیرد، وقت آنها با انتظار میگذشت و همواره در شوق شهادت بهسر میبردند.
البته گروه سومي نيز در اين ميان بود كه بر زندگی حریص، بر دنیا راضی، از مرگ ترسان، از خدمت گریزان و همه تن دربند زندگی دنیا بودند و در مشغولیتهای عارضی دنيا همه تن مستغرق، اینها در مدینه جایی نداشتند و در جهان اسلام هم نباید جایی داشته باشند.
مطالعه حديث و سيرت
در دوران اقامت در مدینة طیبه اوقاتی را که از درود، اذکار و تلاوت باقی میماند، اگر به مطالعة حدیث، سیرت و شمايل اختصاص داده شود، بسیار با برکت و تأثیرگذار خواهد بود، زیرا همه اين واقعات در همین سرزمین پاک رخ داده است. مطالعة این واقعات در اینجا و مشغول شدن با کتابهای شمايل بسیار لذتبخش و باعث ترقی خواهد بود.
در مكه مكرمه
اکنون ما در شهر خدا، بلد الله الحرام و البلد الأمین داخل شدیم، شهری که از کودکی نام آن بر زبان هر مسلمان جاری است و شوق آن مانند بهشت در دل هر مؤمنی وجود دارد. شهری که میهن دینی و ایمانی هر مؤمن است و کشش این شهر همواره مشتاقان زیارت را از مسافت هزاران مایل، از لابلاي کوهها و عمق درهها بهسوی خود میکشاند.
آداب ورود به بيتالله
اکنون به مسجدالحرام رسیدیم. از باب السلام داخل شدیم، آن بقعهاي که با پارچه پوشانده شده و در میان مسجدالحرام قرار دارد، بیتالله است. اللهم! زد هذا البیت تشریفا وتعظیما وتکریما و مهابة، و زد من شرفه وکرمه ممن حجه او اعتمره تشریفا وتکریما وتعظیما و برا، اللهم انت السلام و منک السلام، فحینا ربنا بالسلام؛ الهي! بر عزّت، عظمت، شرافت و هیبت این بیت بیفزا و از حجاج و معتمرين کسانی را که آن را تعظیم و تکریم کنند، نیز شرافت و عظمت و نیکی عطا فرما. خداوندا! نام تو سلام است و سلامتی از سوی تو است، پس بر ما سلامتی بفرست.
این همان بیتالله است که از فاصلة هزاران كيلومتر همة عمر بهسوی آن نماز خواندهایم و رخ به آنسو كردن در نماز فرض است، اکنون جلوي چشمان ماست، چند متر بیشتر با ما فاصله ندارد. ما میتوانیم با دستهای گنهکار خود غلافش را دست بزنیم و بر دیدهگان بنهیم.
بنده خيلي عمارتها و ساختمانهای زیبايي را كه از نظر معماري بسيار پیشرفته بودهاند، دیدهام، ولی خدا میداند که در این بیت ساده چه حسن و جمال و چه محبوبیتي وجود دارد که در دیده و دل جای میگیرد و انسان هیچگاه از دیدنش سیر نمیشود.
منظره انابت و دعا
سپس به ملتزم آمدیم، این محل در میان حجر اسود و دروازة کعبه است. در اینجا بندگان خدا به دیوار بیتالله و غلافش چسپیده بودند و میگریستند و از طريق خانة خدا به بارگاه او روي آورده و از او حاجتهايشان را میخواستند؛ مانند کودکی که با خستگی و ناتوانی به مادر خود چسپیده و با گريه از مادرش طلب ميكند.
در آنجا چنان منظرهاي از انابت و رجوع الی الله ديده ميشد که هیچ ملتی نمیتواند مانند آن را عرضه کند. و كاملاً واضح بود که در این دور و زمان انحطاط و افسوسناك نیز امت اسلام با پروردگارش چنان پیوندی دارد که يك صدم آن هم در امتهای دیگر یافت نمیشود. چنان بهنظر میرسید که دلها از سینهها بیرون میجهند و قلب و جگر ذوب شده میچکند و مردم بیهوش میافتند.
در این دوران که مردم غرق در افکار و پریشانیهای بیشماري هستند، باز هم بسیاری از بندگان نیک خدا بودند كه برای ايجاد محبت خدا، توفیق طاعت، عبودیت کامل، اخلاص، محبت رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم، عشق کامل، اتباع سنّت، خدمت دین و زنده ماندن و مردن برای دین دعا میکردند، بسیاری از بندگان خدا نیز برای نیازمندیهای دنیوی خود بدون تکلّف دعا میکردند؛ زیرا خداوند کریم است و اگر بر دروازه و آستانة او نیاییم و نخواهیم، پس کجا و نزد چه کسی برویم و از چه كسي بخواهیم؟
برنامة روزانه ما در مكه
روزانه برنامة ما این است که قبل از صبح صادق به حرم میآییم. گاهی نزديك رکن یمانی، گاهی در کنار حطیم و گاهی هم در مقام ابراهیم به جانب راست یا چپ آن نوافل میخوانیم. گاهی پس از هر دو رکعت، یک طواف میکنیم، و گاهی پس از نوافل چند طواف با هم انجام میدهیم. خلاصه آنکه به هر صورتی که میسر شود، وقت خودمان را در نوافل و طواف صرف میکنیم.
در مکة مکرمه مشغولیتی بهتر از طواف نيست. انسان میتواند همة روز را طواف کند. بعضی از انسانهای با همت روزانه بیست الی سی طواف انجام ميدهند. در فضايل حج آمده است که کُرزبن وَبرَه هفتاد طواف در روز و هفتاد طواف در شب انجام میداد و روزانه دوبار قرآن را ختم میکرد.(احیاءعلومالدین) در آخر شب و در فصل گرما هنگام ظهر جمعیت کم میشود. برخی از صاحبان ذوق منتظر چنین موقعیتهایی هستند. برخی پس از هر نماز طواف میکنند. بعضیها جمیعت زیاد را میپسندند. به این امید که معلوم نیست به برکت چه کسی طواف و دعاهایشان پذیرفته شود و رحمت الهی بهسوی کسی متوجه شده آنها و ما را نیز دربر گیرد. اما اگر در این انتظار هستید که چند نفر بیشتر نباشد و شما با آرامش و اطمینان طواف کنید، این آرزوی شما هرگز برآورده نخواهد شد.
اعمال روز عرفه
«الحج عرفة؛ حج، نام عرفه است و عرفه چکیدة حج است.» همین روز، روز فیصلهكن براي قبولیت حج است و همین روز، روز قبولیت دعاهاست و همینجا و همینوقت است که باید با تمام وجود از خدا بخواهیم.
بندگان خدا در ذکر و دعا مشغول شدند؛ بعضی قرآن میخواندند، بعضی «الحزب الاعظم» را میخواندند، بعضی به سجده افتادند، بعضی دعاهای منتخبی را که خود یادداشت کرده بودند میخواندند. و بالاخره آرزوهایی را که مخفی نگهداشته بودند، امروز همه را ظاهر کردند.
کسانی که از قبل برای دعا کردن ذوق و علاقهای داشتند، امروز اين ذوق به كارشان آمد. خورشید بهسوی مغرب مایل شد و الآن تپش و حرارت آفتاب كمتر شده و انسانهاي کمهمت نیز بهسوی جبل رحمت رفتند.
اهميت استفاده از وقت
لذا هر اندازه انسان در یاد الهی منهمک و به عبادت مشغول باشد کم است؛ اما افسوس که حقش بهطور کامل ادا نشد و کوتاهی زيادی صورت گرفت.
جمع شدن دوستان با هم بدون قید و بند، پرداختن زیاد به خوردونوش و عادت همیشگی به غفلت سرگرمي، باعث ميشد وقت زیادی در خوردونوش و گفتوگو بگذرد و دلم میخواهد به خوانندگان محترم بگویم: «من نکردم، شما حذر بکنید.»
نکتهای که باعث افسوس و حسرتم شد، این بود که بسیاری از حجاج این وقت ارزشمند و مختصر را در جستوجوي کشتی و برنامهریزی برای سفر گذراندند و وقت خود را که باید از آن استفاده میکردند، در فکر و اندیشة سفر گذراندند.
انديشه دعوت
روز سیزدهم قرار است از منی برویم، در این روزها به شدت این احساس در دل بهوجود میآید که این سه روزِ من بهترین روزهای دعوت دین و تعلیم و تربیت هستند، زیرا هرگز چنین جمعیتی از مردم سراسر جهان اسلام در جایی دیگر گردهم نمیآیند. این جمعیت در واقع بهترین نمایندگان جهان اسلام هستند که در راه خدا بیرون آمدهاند و مجاهده، دوری از روابط و مشغولیتها و دوری از محیطهای فاسد در چنین روزهایی تأثیرپذیری از انوار و برکات حج و استعداد قبول و جذب حق را در آنها پدید آورده است و این برنامة حج نیز برای دین و عبادت است.
اگر از این موقعیت، خوب استفاده و بهرهبرداری شود، کار سالها در چند روز انجام ميپذيرد و با پيمودن مسافتي كوچك فاصلة هزاران کیلومتر طي ميشود. اگر در یک کشتی، کاروان یک کشور یا چند استان با هم یکجا هستند و اوقاتشان برای فراگیری دین و علم فارغ است، در میدان منا کاروان همة جهان اسلام منزل گرفته است و برای فراگیری دین فارغ هستند، اما جای بسی تأسف است که از چنین فرصتی برای آموزش دین و دعوت و تربیت اسلامی بهرهبرداری نمیشود. پایههای زندگی دینی ما چنان انحراف پیدا کرده است که از هیچ چیزی نمیتوانیم استفاده کنیم. تنها روزهای اقامت در منی و با این جمعیت بزرگِ حجاج، موقعیتی را فراهم آورده بود که بهراحتي میشد روح دین را در همة جهان اسلام دمید و جذبة دعوت را در همه بیدار کرد.
این جمعیت یک باد بهاری بود که میتوانست تخم اصلاح و دعوت دینی را در تمام جهان اسلام آبیاری کند و هزاران چمن دینی را رونق و شادابی بخشد. کاری که در منی یک گروه منظم دعوت و یک جماعت تربیتیافته میتوانست بکند، دهها حکومت، هزاران انجمن، صدها روزنامه و مجله و هزاران مبلغ و داعی نیز نمیتوانست انجام دهند.
حج، نیروی بزرگی برای اصلاح و انقلاب و دگرگونی است. اما بنابر نادانی و سستی ما بسیاری از این موقعيتها ضایع شدهاند و هر سال، بلكه سالهاست که ضایع میشوند. انعامات خداوندی اندک نیستند، اما ناقدری و ناشکری ما نیز کم نیست. اگر این موقعیت بهدست یک گروه زنده و کارآمد میافتاد، میتوانست بدون هیچ جَدّوجهد و ترغیب مادی بر اساس انگیزة دین و منفعت اخروی، در جهان انقلاب برپا کند و میتوانست پیام خود را به تمام دنیا برساند.
آموزش و تربیت، موعظة دین و دعوت فایدة ضمنی و ثانوی حج هستند که هرگز نباید نادیده گرفته شوند. بهویژه در این دوران که نیاز به آن بسیار افزونتر شده است.
اگر در مسلمانان یک کشور هم تا حدودی اراده و نظم پدید آید و آنها برای این کار مقداری آمادگی کنند و تعدادی اهلعلم و داعی مخلص و دردمند با آنان همراه شود و چند زبان دنیا را هم بدانند، بهویژه بر عربی چندان تسلط داشته باشند که بتوانند با آن کار دعوت را انجام دهند، و اسباب ضروری دعوت نیز با آنان همراه باشد، میتوانند در دنیا تأثیر فراوانی داشته باشند، کارشان این باشد که برای جهان اسلام پیامی داشته باشند، بیماری اصلی و مصایب امت را تشخیص داده راه مداوای آن را بیان کنند، برای بازگشت بهسوی دین دعوت دهند، راه بیداری دوباره امت را هموار کنند، جایگاه اصلی امت را تبیین نمایند، هدف بعثت حضرت رسول صلّیاللهعلیهوسلّم و ظهور این امت را بیان کنند، رابطة انسانها با همدیگر را تحکیم بخشند، برتری آخرت بر دنیا را واضح کنند و اوصاف و اخلاق صحابة کرام و انسانهای قرون اولیه و مسلمانان حقیقی را نیز بیان نمایند.
آنها خود برای این موارد آماده باشند و در نزد آنها کتابهای مختصر و مطالب چاپ شدهای هم باشد تا این حقائق را بتوانند ذهننشین کنند و به دیگران برسانند. همچنین محل (موقتي) و جایی هم داشته باشند تا بتوانند با انسانهای زبده و وارسته بنشینند و گفتوگو کنند و آنان را بهسوی مطالعة این حقایق دعوت دهند؛ زیرا در این اجتماع بزرگ حج نمیتوان به همهجا رسید و با همه ملاقات کرد. لازم است برای بهوجود آوردن زندگی دینی یک برنامة عملی هم داشته باشند و تا بتوانند در هر جا آن را تجربه کنند، آنگاه است که در این سه روز منا فواید شگفتانگیزی حاصل خواهد شد.
همه را بهسوی این هدف بزرگ فراخواندن و متوجه کردن کار بسیار بزرگی است و برای این کار موقعیت بهتری از مکة معظمه و منی فراهم نخواهد شد.
کاش مسلمانان این کار را در فهرست نیازهای زندگیشان شامل میکردند، کاش انسانهای اهل توفیق و اهل همتی برای این کار آماده میشدند.
در حريم حرم
در مکة معظمه داخل شدیم. در حرم نماز بخوانید و طواف کنید. بیتالله را همواره ببینید، هر بار جمال و شأن تازهای دارد. کعبه را هر دم تجلی میفزود/ این ز اخلاصات ابراهیم بود
چندین روز است که آن را میبینیم، اما از دیدنش سیر نمیشویم و نگاه خسته نمیشود. پس معلوم میشود که جمال خود آن ذات لايزال چقدر است و (دیدنش در آخرت) چه کیف و لذت و مسرتی دارد.
اکنون اگر صدای رحیل بلند شد و رفتن قطعي شد، طواف وداع بکنید و با بیتالله و حرم خداحافظی کنید، در جدّه اگر کشتی دیر آمد و نتوانستید دوباره به مکة معظمه برگردید، همانجا در میان حجاجی که در انتظار بهسر میبرند و کار خاصی ندارند، بگردید و با آنها دیدار کنید و آنها را بهسوی ضروریات و احکام متوجه کنید، اما حقوق خود آنها و احترامشان را نیز رعايت کنید. شما گرچه در حج با آنها شریک بودهاید، اما با این حال احترام حج آنها از ذمة شما ساقط نشده است، هیچ کلمهای نگویید که در آن تحقير و عيبگويي برای آنان باشد.
پينوشت:
1. این گفتار زیبای حضرت انسبن نضر است، ایشان در میدان احد مشاهده کرد که صحابه نشستهاند، پرسید: چرا نشستهاید؟ گفتند: رسول خدا شهید شده است، حال چرا بجنگیم؟ او پاسخ داد: شما هم برای همان چیزی که پیامبر جان خود را فدا کرده است جان خود را فدا کنید.